تبليغاتX
بید مجنون
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387
اینجا کالو .روستایی بدون آسمانخراش...

کالو

 

 

۱   هفته قبل مسیح  و عباس کوثری اینجا بودند.به پیشنهاد عباس قرار شد گزارشی از حرف های نگفته "سرباز معلم جنوبی" برای اعتماد کار کنم.آنهایی که کالو آمده اند می دانند حرف کشیدن از زیر زبان این چهار دانش آموز چقدر سخت است .اما به مدد حمید «دام افاضاته» به هر حربه و شیوه ای متوسل شدیم تا اینکه حسین اندکی برایم نوشت.پریسا و حمیده از آرزوه هایشان گفتند و مهدی کلاس اولی هم با خنده های مرموز اما معصومانه اش نگذاشت به ما بد بگذرد.تنها مشکل این سفر ناپدید شدن کفش عمه خاتون بود که بعد از کلی مکاشفات، به این پی بردیم که سگهای حسین آنها را جایی پنهان کرده اند. و برای حل این مشکل مجبور شدم کنار اولین کفش فروشی دیّر توقف کنم و برای جبران مافات یک جفت کفش به عمه جان تقدیم نمایم.تا باشد دیگر خانودگی برای تهیه گزارش نروم و دیگر اینکه شما هم  اگر گزارتان به کالو  افتاد و خواستید تنی به آب دریا بزنید حتما مواظب کفش ها و لباس هایتان باشید  چون سگ های کالو در کمال آرامش و مظلومیتشان - که آبروی هرچه سگ هار و پاچه گیر است را برده اند- دست کجی دارند و هرگز فرق استخوان و لنگه کفش را نمی دانند.

 

۲   حالا به دلیل کم تجربه گی یا هر چه هست با مصاحبه هایی که مصاحبه شونده آشنا هستند مشکل دارم. خنده های پیاپی و گریز به خاطرات گذشته، زمان مصاحبه را گاهی اوقات به یک روز هم می کشاند.که از قضا هم "محمد سرباز" و هم "محسن پاراگلایدر" سوار (گزارش را حتما در این شماره -  290 /شنبه/ 1/ اردیبهشت - چلچراغ بخوانید). از دوست های صمیمی ام هستند. و حرف هایمان با محمد تا جایی به درازا کشید که قرار شد با کمی فاصله از هم ترتیب یک مصاحبه تلفنی را بدهیم.

 

پ ن ۱ : گزارش در اعتماد

 

پ ن ۲:   صدای سرباز معلم جنوبی با موزیک متن موج های دریا.

 

 پ ن۳ :  اینجا تهران است اما جای من نیست! - شیوا آبا

 

پ.ن ۴: تو این روز های بهاری .حالا هر چند که بهار بوشهر سپری شده است . اما شنیدن  " دخترم بهار(+)" با صدای مرضیه و شعر فریدون مشیری کیف می دهد.باشد که شما نیز لذت ببرید.

 

 

نوشته شده توسط نبی بهرامی در 8:39 | | لینک به این مطلب